علی آقا شهادتت مبارک▒ مجموعه پوسترها و تصاویر  طلبه ی شهید علی خلیلی▒

سلام علی آقا،خوبی؟می دانم دلت از ما گرفته اما خب جواب سلام واجب است  دیگر!

البته حق هم داری جواب ندهی واز دست ما ناراحت باشی.تو که توقعی از کسانی که ادعای "امر به معروف و نهی از منکر" ندارند و ورد زبانشان هم "شهدا شرمنده ایم" نیست ، نداری که؟!

توقعت از ماهایی است که فقط ادعا داریم و هی شعار می دهیم سید علی لب تر کند...اما بعد  می گوییم که سیدعلی هم راضی نبود که تو این کار را میکردی! می دانم این مدت که بینمان بودی درد داشتی ، درد شاهرگ و سیستم گوارشت را نمیگویم ها،آن که نوش جانت! درد دلت را می گویم...درد دلت آنقدر زیاد شد که اسم کارت را نهی از منکر نمیگذاشتی.میگفتی کار من دفاع از ناموس بود تا از خواب غفلت بیدار بشویم و اگر هم نشدیم حداقل تلنگری به ما بخورد و این قدر زخم زبان به تو نزنیم...

راستی جایت آن طرف در بهشت خوب است؟سلام ما را به مادر رساندی؟

"خودت می دانی که چقدر مقامت بالاست؟!" این را من نمیگویم ، آیت الله صدیقی مدام به تو میگفت...آن شب را که یادت هست؟

آن شبی که حاج آقا صدیقی به عیادتت آمد و وقتی گفت: :میدانی مقامت چقدر بالاست؟: اشک در چشمانت حلقه زد،بعدش به تو تعارف کرد چیزی بخوری و شیرینی اش را نصف کرد تا نصفش را به تو بدهد...اما لحظاتی بعد شیرینی را زمین گذاشت، آخر حواسش به لوله های متصل به بدنت نبود،آن موقع بود که فضا سنگین شد... وقتی که به لوله ها اشاره کردی و گفتی حاج آقا من از اینجا غذا میخورم ، فضا سنگین تر هم شد...آنقدر که زمین دیگر وزنت را نمیتوانست تحمل کند...!

تا اینجا را که خوب یادت بود. می دانم بعدشم را هم یادت هست.آن موقعی که آیت الله صدیقی پرسید که چند سال داری و تو جواب دادی 22سال.حاج آقا گفت: حضرت زهرا20سال هم نداشت...می دانم با این جمله آتش گرفتی...اینقدر که اشک هایت تمامی نداشت،حاج آقا هم دلش آتش گرفته بود، آنقدر که شروع به خواندن روضه مادر کرد...

عجب ایامی هم رفتی...باز هم می گویم سلام ما را به مادر برسان...




دسته بندی : مناسبت ها ,  دل نوشته ها ,