تبلیغات
افلاکیان - مطالب وصیت نامه شهدا
افلاکیان
دیده فرو بسته ام از خاکیان... تانگرم جلوه افلاکیان...

شهید رضا نادری :

 

بر روی قبرم این مطلب نوشته شود: ای برادر، به كجا میروی كمی درنگ كن .


آیا با كمی گریه و یك فاتحه خواندن بر مزار من و امثال من،

مسئولیتی
را كه با رفتن خود بر دوش تو گذاشته ایم از یاد خواهی برد؟





پی نوشت :

 آیا فقط با "شهدا شرمنده ایم" گفتن های شعاری !

مسئولیتی
که شهدا بر گردنمون گذاشتن

 برداشته میشه ؟!





دلنوشت :

من هنرمندم ...!
.
.
.
.
و هنر من همچنان غبطه خوردن به "هنر مردان خدا" است ...





شهیدی با 101 گناه +تصاویر

از روز پنج شنبه 22 آذر ماه سال 1363، شروع كرده بود به محاسبه نفس و نوشتن گناهانش! گناهان كه چه عرض كنم... بعضی هایش ... بگذریم، خودتان باید بخوانید تا بفهمید. نمی دانم وقتی این 101 گناه یا لغزش را می خوانید چه حسی به تان دست می دهد و عكس العملتان چیست اما راستش را بخواهید، من خندیدم! حسابی هم خندیدم! به خودم خندیدم چون دیدم كاری از گریه ساخته نیست.

شناسنامه اش می گفت اسمش مهران است اما وقتی رفت جبهه گفت صدایم كنید علی.

نامه هایش را اینطور امضاء می كرد؛ الاحقر علی بلورچی. در برخی نامه ها هم نوشته علیرضا.

خطش آن قدر زیبا هست كه بتوان یكی از نامه هایش را قاب كرد.


وصیتنامه اش دو خط هم نمی شود! نوشته؛


ولا تكونوا كالذین نسوا الله فانسیهم انفسهم

تنها یك چیز برایتان بنویسم كه خیلی زحمت كشیدم و ناله كردم و شب زنده داری(به اصطلاح شما) كردم اگر شهید شدم باید بگویم: «فزت و رب الكعبه»

شاید بپرسی چرا علی بلورچی؟ زندگی پرفراز و نشیب شخصی و خانوادگی، رتبه پنج كنكور، دانشجوی الكترونیك دانشگاه شریف، شاگرد خاص آیت الله حق شناس و گمنام بودن عمدی وی برای انتخابش كافی بود.

به گمانم بهتر است برویم سر اصل مطلب...

جهت مشاهده 101 گناه این شهید
+
زندگی نامه و وصیت نامه شان
+
تصاویری از شهید


کــــــلیـــــک کــــــنید


مقام معظم رهبری : " امروز زنده نگه داشتن یاد و نام شهداء کمتر از شهادت نیست"
اَلسَّلامُ عَلَى الشُّهَدَاءِ الَّذینَ بَذَلُوا مُهْجُهْم دُوْنَ الحُسَینِ عَلَیه السَّلام

پگاه هفتم مرداد سال 1349 شمسی شهر سلماس شاهد تولد چهارمین فرزند خانواده حاج جعفر كاوه ئی بود. نامش را وحید نهادند.
زمانی كه جهان در فرقت احكام دین مبین اسلام پر از سیاهی شده بود ، وحید در دامان مادری قرآنی و عاشق اهل بیت علیهم السلام پرورش می یافت و از همان دوران طفولیت در جلسات قرآنی همراه مادر بود.
سال 1356 كه كم كم نسیم انقلاب بادبان اسلام را بر می فراشت وحید وارد كلاس اول دبستان شد و دوران شیرین پیروزی انقلاب اسلامی را همزمان با دوران شیرین ابتدایی سپری می نمود.
هنگامی كه شیپور جنگ تحمیلی استكبار علیه كشورمان نواخته شد ، وحید در پشت نیمكت كلاس چهارم ابتدایی دبستان فرهنگیان اولین روزهای سال تحصیلی را می گذراند. تقریبا از همان سالها بود كه پای وحید به نمازهای جماعت مسجد حاج امین الاسلام باز شد و دوستانش را نیز به روش های مختلف تشویق كرده و به مسجد می برد.
شروع دوران راهنمایی در مدرسه آیت الله طالقانی با عملیاتهای بزرگ و پیروزمندانه ای در جبهه ها مصادف بود و فضای حماسی عجیبی در شهر و بین خانواده حاكم نموده بود ؛ چرا كه سه برادر بزرگ تر از وی در جبهه ها بودند و او نیز در تشییع پیكر شهداء و مراسم های مختلف شركت می كرد.
سرانجام وحید یا ثبت نام در پایگاه مقاومت بسیج شهید بهشتی ، فریاد هل من ناصر ینصرنی حسین زمانش یعنی امام روح الله (ره) را در مورد تشكیل ارتش بیست میلیونی لبیك گفته و علیرغم سن و سال كم در نگهبانی و گشت زنی در محله و سركشی به خانواده معظم شهداء و عیادت مجروحین شركت می جست.

ادامه زندگی نامه شهید
+
متن وصیت نامه با دست خط شهید
در
ادامه مطلب


سلام و عرض ادب
در ادامه موضوع ولایت فقیه در
ولایت فقیه در وصیت نامه شهدا 1 این پست ارسال میشه.البته در این پست دو وصیت نامه تصویری قرار داده میشه.
انشاالله توفیق عمل کردن به وصیت های شهدا را داشته باشیم

جهت مشاهده تصاویر در اندازه اصلی وکیفیت بهتر بر روی آن ها کلیک کنید





شادی روح شهدا صلـــوات




شهید غلامعلی پیچك در بخشی از وصیتنامه خود نوشته است: "جنازه مرا بر روی مین ها بیندازید، تا منافقین فکر نکنند، ما در راه خدا از جنازه‌مان دریغ داریم، به دامادی دو ماهه من ننگرید، دامادی بزرگی در پیش داریم."

به نقل از:رجا نیوز



بهشت زهرای تهران ، مزاری وجود دارد که علی رغم شناسایی شدن صاحب آن ، در گمنامی کامل بسر می برد. صاحب این مزار هم عکس دارد و هم نام پدر و تاریخ تولد و عروجش مشخص است اما نامی ندارد.
برای زیارت این تربت مقدس ، باید به این آدرس مراجعه نمایید: قطعه 24 - ردیف 125 - شماره 5

بر فراز مزار این شهید گمنام ، بخشی از وصیت نامه او به این شرح نگاشته شده است:

خدمت پدر و مادر عزیز و گرامی و خواهران و برادران عزیزم سلام رسانده و امیدوارم خدا را هیچ موقع فراموش نکنید. ای مادر که مرا در دامان خود پرورش دادی و شب و روز برایم زحمت کشیدی ، سعی کن همچون زینب در مرگ فرزندت صبور باشی و این را بدان که آخرین راه مردن است [پس] چه بهتر آن که در راه اسلام شهید شوم. من ننگ می دانم [مرگ] آن کسی را که در رختخواب بمیرد.

ای مادر و پدر گرامی مرا تشییع جنازه نکنید که از روی هزاران شهیدی که بی هیچ هیچ تشییع جنازه ای جانشان را فدای انقلاب کردند شرمنده ام.


بر روی سنگ قبرم نامم را ننویسید . می خواهم همچون ده ها هزار شهید دیگر گمنام باقی بمانم. اگر خواستید فقط این جمله را بنویسید : «پر کاهی تقدیم به آستان کبریای الله».


ای برادران و خواهران و دوستان. برایم گریه نکنید که دشمن خیال می کند ضعیف هستید. به دشمن بگویید که اگر پیکرم را صد پاره کنند ، اگر پاره های آن را هم بسوزانید و اگر خاکستر مرا به دریا بریزید در دل موج خروشان دریا صدایم را خواهید شنید که فریاد می زنم اسلام پیروز است ، ستمگر نابود. والسلام.

منبع



برچسب ها : وصیت نامه ,  شهید ,  گمنام , 

دسته بندی : وصیت نامه شهدا ,  نـــیمـــ پلاکـــ , 


تعداد صفحات : 3

 | 1 |  2 |  3 |